|
ازشریعتی بیاموزیم
محمدحسین آسایش
شوم را شوم تر وتلخ را تلخ تر
"ساموئل اسمایلز" در کتاب "اخلاق "زنی را حکایت می کند که همسرش راکه درکشاکش سیاسی مقامات درخشان وموقعیت های برجسته وحساسی یافته بوده است ودرکودتایی اورامیگیرند ودشمنان ملتش بجرم آزادیخواهی و وطن پرستی تیربارانش میکنند وسپس برچوبه دارجنازه اش را بالا می برند .وی پیشاپیش مردمی که به نظاره آمده بودند وهریک سخنی درستایش او میگفتند گفت :"همسرم !میدانم ،می بینم ،این بلندترین مقامی است که درزندگیت بدست آورده ای ! وقتی این حکایت را خواندم به این فکر افتادم که اگر مرد نیز میتوانست سخن زیبای همسر بس دانکش را بشنود چه لذتی میبرد!درپاسخ او چه می گفت ؟بی شک میگفت :همسرم ،این عالیترین وزیباترین وعمیق ترین ستایشی است که درزندگی شنیده ام ،این شدیدترین وهیجان انگیزترین لذتی است که از تعبیری برده ام .همسرم !.تونشان دادی که مرا خوب ،قشنگ ،ودقیق می شناسی ،میفهمی .هیچکس این کلمه رابه این خوبی معنی نکرده است ...آری ،مقامی راکه تو برایم رسم کردی ازهمه مقاماتی که درازای فروش میراث اجدادم واندوخته های خودم میتوانستم بدست آورم بالاتر وعزیزتراست .
یک روشنفکر را من کسی میدانم که فرهنگ دارد ،اندیشه دارد ،زیباوعمیق احساس میکند ومنطقی وموشکافانه وپرمایه استدلال ،روشنفکر یک ادم غنی ،بالا ،ارجمند وصاحب فضیلت های اخلاقی نیزهم ازقبیل شهامت واصالت انسانی وشکیبایی واستواری درراه وایمان و...
اینها هرگز مردانقلاب نیستند ،مرد حمله نیستند ،میترسند خودشان را به آزادی منسوب کنند ،میترسند خودراوطن پرست معرفی کنند چرا ؟برای اینکه اینها خیلی چیزهادارند که بدان دلبسته اند ،انها رانمیخواهند ازدست بدهند ،آب وملک دارند ،سرمایه دارند ،شغل دارند ،موقعیت وقدرت دارند ،ثروت وخانه ودم ودستگاهشان را ،منافعشان را فدای آزادی نمی کنند ،اینها آزادی و وطن وایمانشان راکمترازپول ومقام وشهرتشان دوست دارند !
برای خلقی که با اسارت واختناق ودیکتاتوری منحط فردی درکشورهای شرق خوکرده اند واگرهم آنرا نمی پسندند بهرحال تحمل میکنند ،سرودآزادی درگوششان خواندن ،گرچه زیباترین سرودها ومقدس ترین سوژه ها است جزاینکه شوم را شوم تر وتلخ را تلخ ترکند چه سودی دارد
گفتگوهای تنهایی (ج1) /مجموعه آثار33 / معلم شهید دکترشریعتی
سه شنبه سوم آذر 1388 :: 19:56 :: نويسنده : محمد حسین آسایش
دست بوسی نه! ،باید دست داد وکار کرد
به آنکه اعتراض می کند که چرا دانشجویان دست می زنند وصلوات نمی فرستند می گویم صلوات نفرستادن جوانان گناه تست . چراکه خودمیدانی صلوات را به چه صورتی درآورده ای وبرایش چه مصرف هائی درست کردی !یکی اینکه تا شخصیت گنده ای واردمجلس شده است ، صلوات فرستاده ای ،مصرف دیگرش حرکت تابوت وجنازه است درمیان زندگان .ومصارف دیگر ،هوکردن یک سخنران ،پایین کشیدن یک منبری ومسخره کردن کسی .این هاست مصارفی که تو برای صلوات ساخته ای .این است که قشر دانشجو برای ابراز احساساتش نمی تواند صلوات را جدی بگیرد .چون توچنانش ساخته ای که بکار هوکردن ومسخره کردن و تداعی انحطاط می خورد .توهرگز به "دست بوسیدن " اعتراض نکردی ،حالا به "دست زدن "اعتراض می کنی ؟
رابطه مریدی ومرادی رابطه طبقاتی دوره های کهنه است ودست بوسیدن مظهرشرک وبردگی است . آن که مرید کسی باشد خود شانس "کسی شدن "را نخواهد داشت .پس بی رابطه مرید ومرادی وبی دست بوسیدن باید دست داد و کار کرد
معنویت چیست ؟یک چیز ذهنی وخیال پرستانه نیست .معنویت نیزمانند تمدن وعلم ،احتیاج به کار دارد .احتیاج به تمدن ،قدرت ،تکامل ،لیاقت واگاهی دارد .جامعه ای که جهل وفقر درآن وجود دارد ،همانطورکه زندگی مادی ندارد ،حتما زندگی معنوی هم ندارد !
"ایثار یعنی انتخاب منافع ومصالح دیگران برمنافع ومصالح خویش .ایثار عملی است دراوج اخلاق
بنابراین نه اسلام عالمانه ،نه اسلام عامیانه ،اسلام اگاهانه .نه مسلمان اگاه ،نه مسلمان عامی ،مسلمان روشنفکر .اسلام نه به عنوان فرهنگ ،نه به عنوان سنت ،بلکه به عنوان عقیده .
سه شنبه چهاردهم مهر 1388 :: 23:24 :: نويسنده : محمد حسین آسایش
حجاب وشکل های آن
...می دانید درزمان پیغمبرحجاب چگونه آۀمد ؟حجاب باین صورت نیامد که آی زنها !خودراازنامحرم حفظ کنید !نه !پوشش اسلامی به معنای این بوده که "آی مردم !.من منم .من .دربرابرشما ،به این حزب ،به این فکر ،به این هدف وبه این صف وابسته ام .قربانی شما وعروسک دست شما نیستم که رنگم کنید
تجربه نشان میدهد که بعنوان اینکه دین فلان چیزرامی گوید ،نمی شودحجاب رابرزن تحمیل کرد ،وعبادت را برپسر تحمیل کرد ،مگراینکه یک آگاهی انسانی پیداکند .
حجاب غیرازچادراست .چادریک فرم است .راجع به فرم بعدا صحبت می کنیم
بهترین وشایسته ترین دخترها برای تشکیل ازدواج مجهول ترین دختران هستند ،وبهترین وشایسته ترین پسران برای انتخاب همسر وتشکیل خانواده کم شانس ترین وکم امکانات ترین پسران برای انتخاب همسر وشروع خانواده هستند .واین یک مشکل بزرگ است .بخصوص که این گروه ،گروهی است که ما دربرابرشان تعهد داریم .
روشنفکر بعنوان حمله به چادر به حجاب حمله می کند ومتقابلا متعصبین مذهبی بعنوان دفاع از حجاب متاسفانه از چادرفقط دفاع می کنند وهرشکل دیگری را نفی می کنند وبشدت منکر می شوند .می بینیم دراین تصادم چه چیزهایی ازبین می رود ومجال برای طرح چه حقایقی ازدست می رود یا بدست نمی اید .
ارزشهای اخلاقی که دراسلام بر روی انها تکیه می شود ،ثابت هستند :قهرمانی ،کرامت ،شهامت ،بی باکی ،تحقیرمنافع شخصی ،ترجیع منافع دیگران برمنافع خویش ،مبارزه برای آرمانهای انسانی و تسلیم نشدن دربربرتحمیل دیگری ،ارزش های انسانی هستند .اینها کی کهنه می شوند ؟مگراینکه خودآدم کهنه شود وازصورت ادم بودن ساقط شود .
درطول تاریخ اسلام هروقت اسلام به معنی راستین وجود داشته واسلام برجامعه حکومت میکرده ،زنان نیز دررشته های علمی ،درزمینه های ادبی ودرنقش های اجتماعی بزرگترین استعدادها را نشان داده اند .وقتی همه کس منحط شد ،زن هم منحط شد .انهم ازبین رفت .مگر مرد چه حقوقی دارد که حالا زن ندارد
منبع وماخذ :کتاب زن /معلم شهیددکترشریعتی /مجموعه آثار21
سه شنبه هفتم مهر 1388 :: 0:18 :: نويسنده : محمد حسین آسایش درباره وبلاگ ![]() این وبلاگ درسری قبل تحت عنوان حاشیه های زندگی ایجادگردید که به مباحث روزسیاسی واجتماعی می پرداخت .ازانجا که دوستان چندان در این مباحث مشارکت نکردند.تتصمیم گرفتم خط مشی تازه ای برای آن بیابم که خودبخود بوجودآمد . چندروزقبل دخترم "مهدیه "ازمن درخواست کرده بود تا پنج کتاب ازشریعتی برای مطالعه به او معرفی کنم .درخواست مهدیه مرا یاد پریسا انداخت که سال گذشته ازمن خواسته بود توضیحات بیشتری از شریعتی به او بدهم . درهمین اثنا’بود که دریکی ازوبلاگ ها شعرزیبا ودردمندانه ای رادیدم که نویسنده آن را به شریعتی منسوب نمود ولی من این شعررا درآثار شریعتی نیافتم .تااینکه بلاخره دخترخانمی که ساکن شمال است وسابقه روزنامه نگاری دارد ومطالب وبلاگ مرا پیگیری می کند هنگام چت کردن بامن جمله ای قصار آورده بود .البته جمله جالب بود ولی ازجنس سخنان شریعتی نبود .به اوگفتم ایا اطمینان داری که این جمله منسوب به شریعتی است.چون من چنین جمله ای را دراثارشریعتی نیافتم . که اوباگذاشتن ایکون خنده بمن گفت اتفاقا یکی از دوستان من هم که اثارشریعتی را مطالعه کرده ،وجودچنین جمله ای را درآثارشریعتی تکذیب کرده است . من ازیکسو دیدم ازسوی نسل جوان ما اشتیاق وکنجکاوی زیادی درمورد آثارشریعتی وجود دارد .ازسوی دیگر می توان با آوردن سخنان ونوشته های شریعتی از انتساب هرجمله ومطلبی به او جلوگیری کرد ومانع تحریف افکار آن مرد بزرگ شد . ازانجا که بنده تمام اثار منتشرشده دکترشریعتی را دراختیار دارم تصمیم گرفتم این وبلاگ را به درج چکیده نوشته های شریعتی ازطریق درج جملات مهم وکلیدی او درآثارش اختصاص دهم که اتخاذ این روش تاحدودی جلوی برخی از تحریفات را گرفته وازدگرسو فرصتی فراهم می آیدتاجوانان خوشفکری که علاقه به دانستن آموزه های او دارند ازچشمه پرخروش وزلال اندیشه های شریعتی سیراب گردند .وچه شوخی تلخی است که شریعتی ازوجود احادیث نامعتبر که تشیع صفوی وارد دین اسلام نموده رنجوربود .الان باید نگران جملات واشعاری باشد که بدون دلیل به او منتسب ساخته اند . لازم به ذکراست دراین راستا برای اثبات سندیت گفته ها درهر پست نام منبع وماخذی که مورداستناد آن پست قرار گرفته را اعلام خواهم کرد تا جوانانی که علاقمند به دانستن عقاید وافکارشریعتی درموضوعی خاص هستند بتوانند به آن منبع وماخذ (که بدون تردید یکی از کتابهای شریعتی خواهد بود) ،دست یابند . پيوندها |
|